تبليغاتX
معلم فراري

معلم فراري

o ...سياست ما عين ديانت ماست...
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS
شيعيان سكوت ديگر بس است ... بس
موضوع: چهارشنبه 29 اسفند1386 14:35
بسم الله الرحمن الرحيم


به مناسبت 8 ربيع الاول 1429 ه . ق .. پايان هزار و صدو شصت و نهمين سال غيبت امام مهدي - عجا الله فرجه -


محضر رهبر معظم انقلاب . مراجع عظام تقليد . فضلا . علما . و عاظ . ذاكرين . اساتيد . دانشجويان . دانش آموزان . و عموم شيعيان و محبين اهل بيت - عليهم السلام - در سراسر عالم .

آن گاه كه به سراغ روايات ميرويم تا تصويري از امام زمانمان در ذهنمان مجسم كنيم ، با تعابير تكان دهنده مواجه ميشويم كه گر چه ياد آوريشان درد آور است ولي حقايقي است كه گرد و غبار غفلت بر خود گرفته .

با عرض معذرت به پيشگاه ام الائمه صديقه ي كبري - عليها السلام - به گوشه اي از آنچه اهل بيت - عليهم السلام - در معرفي آخرين چراغ هدايت بيان نموده اند اشاره ميرود .

اميرالمؤمنين سيدالشهدا و امام كاظم - ع - سه كلام نزديك به هم فرموده اند كه جمع آنها را ميتوان به صورت يك جمله ي واحد در آورد :

« صاحب اين امر رانده و آواره و تك و تنها و غريب و غائب از خاندان خود و خونخواه پدرش ميباشد »
(كمال الدين)


ابو بصير ميگويد : از امام باقر - ع - شنيدم كه ميگ.يد :

« در صاحب اين امر چهار سنت از چهار پيامبر وجود دارد ؛ سنتي از موسي و سنتي از عيسي و سنتي از يوسف و سنتي از محمد - ص - . اما از موسي آن است كه او نيز ترسان و منتظر است ، و اما از يوسف زندان است ، و اما از عيسي آن است كه ميگويند مرده ولي نمرده است و اما از محمد - ص - شمشير است .»
(كمال الدين)

امام باقر و امام صادق - ع - در ذيل آيه ي 62 سوره نمل
« اُمن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء »
سوگند ياد كردن كه «مضطر» مهدي ما است.
(تفسير البرهان)

( مضطر به كسي ميگ.يند كه كارد به استخوانش رسيده و امر بر او دشوار شده است )



عبدالله بن دينار ميگويد : امام باقر - ع - فرمود :

« هيچ عيدي براي مسلمانان پيش نمي آيد چه قربان چه فطر مگر اينكه حزن و اندوه آل پيغمبر در آن عيد تجديد ميشود .
عرضه داشتيم : به چه علت ؟ فرمود : چون حق خود را در دست غير مي بينند
(فروع كافي)


خلافت را 35 سال از اميرالمؤمنين غصب كردن ، دل نازنينش چنان از جور روزگار به درد آمد كه فرياد بر آورد : «خار در چشم و استخوان در گلو صبر كردم» مهدي ما 1169 سال است كه خوار در چشم و استخوان در گلو صبر كرده است.

امام موسي بن جعفر - ع - پس از 7 سال زنداني ، به درگاه خدا ناليد كه :
«خلّصني من يدي هارون» امام غريب ما 1169 سال است كه اسير زندان غيبت است .

امام باقر - ع - هر گاه تب مينمود ، داغي تنش او را به ياد مادرش مي انداخت و دلش را پر از درد ميكرد و زمزمه اش را به فرياد تبديل ميكرد و از دل نواي «فاطمه بنت محمد» سر ميداد


امام رضا - ع - جوادش را ديد كه در سن كودكي خشم و غضب چهره اش را فرو گرفته ، وقتي علت را جويا شد جوادالائمه فرمود : «در تاريخ سير ميكردم ، مصيبتهايي كه بر مادرم زهرا فرو د آوردن را از نظر گذراندم» خشمم از آن جهت است .

مهدي موعود «صاحب دولة الزهرا» است و صد ها سال است كه اين دردو رنج را در سينه نگه داشته است.


وقتي نام اما حسين - ع - را در محضر صادق آل محمد - ع - مي بردند ديگر آن روز لبخند بر لب جضرت نميديدند و هنگامي كه ذكر مصيبت سيدالشهدا در نزد آن حضرت ميشود آن قدر ميگريست كه محاسنشان به آب ديده اش خيس ميشود .

تمام اين بغض ها و سوزها قرن ها است كه در دل امام زمان انباشته شده و ساليان متمادي است كه بر جده شهيدش خون گريه ميكند.


امام رضا - ع - فرمودند : « امام پدري مهربان و مانند مادري دلسوز نسبت به ك.دكش ميباشد »
( تحف العقول)


هزاران هزار روز است كه در جلوي چشم اين پدر مهربان به شيعيان و دوست دارانش ظلم و تجاوز ميشود . هر آهي كه از دل ستم ديده اي بر آيد و هر مصيبتي كه بر شيعه ميرسد خدشه اي است بر دل نازنين حضرتش .

آري اين گوشه اي است از مصيبتهاي بقية الله الاعظم - ارواحنا فداه -

امّا

درد وقتي جان سوز تر ميشود كه بدانيم بي تفاوتي ما ، اين دوران رنج و غصه را طولاني تر ميكند

امام صادق - ع - در بيان داستان بني اسرائيل و نجات بخشي حضرت موسي براي آنها فرمودند : خداوند متعال مقدر كرده بود كه قوم بني اسرائيل 400 سال اذيت شوند ولي چون اذيت و رنج آنها به طول انجاميد ، همگي جمع شده و چهل روز به درگاه خداوند ناليدند و اشك ريختند ، پس خداوند به موشي و هارون وحي فرمود كه آنها را از دست فرعون خلاص كنند در حالي كه 170 سال از آن 400 سال باقي مانده بود.


آنگاه حضرت فرمودند : «شما هم اگر اين گونه عمل كنيد البته خداوند بر ما گشايش خواهد داد و فرج ما را خواهد رساند ، ولي اگر اينگونه نباشد اين عمر تا آخرين حد خود به طول خواهد انجاميد »



پس چرا ساكتيم ؟! آقايان . خانومها . علما ! و عاظ ! طلاب ! ذاكرين اهل بيت ! تا كي امام معصوممان را تنها بگذاريم ؟ چرا تبليغ نميكنيم ؟ چرا عظمت درد و رنج جضرت به گوش مردم نميرسانيم ؟ چرا بزرگان ما براي غربت و مظلوميت امام زمان كاري در خور و بايسته انجام نمي دهند ؟
چرا در نمازهاي جماعت ، در قنوت ها ، در سجود ها صراحتا براي فرج دعا نميشود ؟
چرا بسياري از واعظان و مداحان ما قسمت اعظم سخن و مدح خود را اختصاص به امام زمان نميدهند ؟


سكوت تا كجا ؟

مگر ما شيعه جعفري نيستيم ؟ سدير صيرفي ميگويد : با جمعي از اصحاب وارد خانه امام صادق - ع - شدم ، حضرت روي خاك نشسته بودن و مانند مادر ،جوان مرده اي ناله ميزدند و اشك ميريختند و در اين بين جملاتي بر لب داشتند :
«آقاي من ، غيبت تو خواب از ديدگانم برده ، عالم را بر من تنگ كرده و آسايش را از وجودم ربوده »
(كمال الدين)


چرا ما اينگونه نيستيم ؟ اشك ما كجاست ؟ گريه ي علني و واضح علما و روحانيون و طلاب و ذاكرين و اساتيد ما براي امام زمان كجاست ؟ مگر حضرت نفرمودند : « ديده ي اهل ايمان بر او اشـــــــــــــــك بـــــــــــار است »
(كمال الدين)


چرا غربت حضرت را به مردم تذكر نميدهيم ؟ چرا نهضت انتظار به راه نمي اندازيم ؟ نهضت ؛ نه يك بيانيه يا يك سخراني ، صداي «هل من ناصر ينصرني» امام زمان همانند نواي جد بزرگوارش در عالم پيچيده ، نكند در حزب كوفيان قرار بگيريم و در مقابل اين كمك خواهي سكوت اختيار كنيم .


بزرگان به پا خيزيد !!!!
شيعيان به پا خيزيد!!!

امامتان با دل خون و چشم پر اشك دست ياري به سمت شما دراز كرده

« و اكثر و الدعاء بتعجيل الفرج »
براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد
(كمال الدين)


نكند شرمنده ي رسول خدا شويم

چهار صد و چهارده هزار و دويست و پنجاه و پنج روز از غيبتش گذشت .
چند روز ديگر بايد بگذرد......!!!!!



الهم صلّ علي محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
والسلام علي من اتّبع الهدي



عاشقان ولايت
حوزه ي مقدسيه
مشهد الرضا عليهم السلام
نوشته شده توسط الياس | لینک ثابت |

او را از علی(ع) بشنو
موضوع: سه شنبه 28 اسفند1386 13:7

ألا بابی و اُمّی٬ هم مِن عِدّةٍ اسماؤُهُم فی

السّماءِ مَعروفَة وَ فِی الأرضِ مَجهولَة

آگاه باشید! پدر و مادرم فدای آن عده باد که نام های آنان در آسمان معروف و در زمین مجهول است.

نهج البلاغه - خطبه ۱۸۷

 

اگه تا حالا نهج الباغه رو خونده باشي خوب مي دوني كه سخن مولا مختص به يك زمان و يك مكان نيست
در وصف سخنش گفته اند پايين تر سخن خالق و بالاتر از سخن مخلوق
حتما مي پرسي اين يعني چي؟ چي مي خواي بگي.
مي خوام بگم
من نه نويسنده هستم و نه شاعر فقط يك بسيجي ام
همون اندازه از شعر و شاعري مي دونم كه از بمب اتم مي دونم.
من  بلد نيستم مثل بعضي ها چندين صفحه شعر بگم از طبل هاي تو خالي از طبيعت بي مروت .
اما هميشه گفتم و  مي گم
تويي كه مي گي حرف از شهدا قديمي شده
تويي كه ميگي حرف روز بزن
آخه اگه اين شهدا نبودند اگه باقري نبود
اگه حاج احمد نبود
اگه همت نبود
اگه همين شهدايي كه گمنام هستند و هيچ نشاني از شون نيست نبودند
الان تو اينجا چه كار مي كردي؟
من يك بسيجي ام و فرياد مي زنم حرف از حاج احمد متوسليان رو فقط داخل روزنامه ها نياريد.
فقط براي گرفتن صلوات از شهدا حرف نزنيد.
تويي كه هر سال كلي پول خرج مي كني ميري دور دنيا مي گردي تاحالا رفتي شلمچه؟
تا حالا رفتي دو كوهه؟
تويي كه ميگي داخل كشور جايي براي من وجود نداره من با اين مدركم بايد برم فلان كشور اونجا من رو دست مي برن
تاحالا رفتي دهلاويه؟ جايي كه چمران شهيد شد؟
تويي كه ميگي چرا دهلاويه رو به كربلا تشبيه مي كنيد؟
خودت خوب مي دوني داخل روز عاشورا اسب بر روي بدن هاي شهدا تاختند
و در دهلاويه تانك بر روي نيروهاي علم الهدي
مولا راست گفت:
جانم به فداي آن عده كه در نزد اهل آسمان معروف ترند تا در نزد اهل زمين

نوشته شده توسط الياس | لینک ثابت |

فرمانده خاكي
موضوع: سه شنبه 14 اسفند1386 23:37
نوشته شده توسط الياس | لینک ثابت |


traway.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati