تبليغاتX
معلم فراري
...سياست ما عين ديانت ماست...
معلم فراري
چيستي ناتوي فرهنگي

ماهيت فرهنگي ناتو بر خلاف آنچه تصور مي شود جدا و متفاوت از ناتو با رويكرد نظامي نيست . امروز ماهيت فرهنگي ناتو صورتي تكامل يافته و رشد داده شده و در حقيقت يك مرحله بلوغ از همان ناتوي سابق است كه البته اين بار جنبه ميليتاريستي ، جزء كوچكي و در حقيقت بخش خردي از حركت كلان نظام سلطه براي تضمين " آينده براي خود است
ارگان نظامي ناتو ، با ابزار ناتوي فرهنگي ، مثل رسانه ، به عنوان يك سرباز نگاه مي كند و مديريت ناتوي فرهنگي در سطح كلان به كل ارگان نظامي به عنوان يك لشگر از نيروي نبرد خود مي نگرد

در حقيقت ميدان نبرد امپرياليسم بر عليه نيروي مقاوم در مقابل سلطه نظام استعمار جهاني ، آن چنان گسترده شده كه جنبه نظامي در آن به اين سو و آن سو مي غلتد ، و گه گاه در گوشه و كنار آتش جنگ بپا مي كند ، اما در اين ميدان نبرد سربازان متعدد فرهنگي با پشتيباني مسايل اقتصادي در كنار سربازان نظامي به نبرد با انديشه مقاوم در مقابل نظام سلطه مشغولند

بدين ترتيب مي توان ماهيت نظام سلطه را در ميدان نبرد براي تضمين " آينده براي خود " متشكل از اجزائي به شرح زير دانست

الف : وجه غالب ، كه ماهيتي ضد فرهنگي دارد و اساس آن بر تخريب پايه ها و بنيان فرهنگي و ايدئولوژي كشورهاي مقاوم در مقابل نظام سلطه بنا شد . اين بخش به كمك ابزار متعددي محقق مي شود كه مهمترين آنها تخريب روند بيداري جهان اسلام ، دامن زدن به اختلاف شيعه و سني ، ترويج فساد و ابتذال اخلاقي ، تبليغ و ترويج عرفانهاي انحرافي و مسلكهاي منحط و استعمار ساخته و تخريب باورهاي مبلي و ديني مي باشد


ب : وجه مقوم ، كه ماهيتي اقتصادي دارد . نظام امپرياليستي از ديرباز با تأكيد بر جنبه هاي اقتصادي سعي در تثبيت سلطه خود داشته ، اين جنبه از ميدان نبرد غالبا به دو گونه عمل مي شده ، گونه اول نفس چپاول و غارت ثروت ملل است و گونه دوم نوعي وابستگي و تضعيف و مانع شدن از رشد اقتصادي كشورهاي تحت سلطه است ، اما امروز در ميدان نبرد ناتوي فرهنگي مسائل اقتصادي همچون تحريم ها حكم مقوم و كاتاليزور براي تسهيل هجمه هاي فرهنگي و تخريب ايدئولوژيها را دارد مي باشد
نظام سلطه به خوبي مي داند كه ملتي كه در بحران اقتصادي و فقر مادي دچار است زودتر به مهلكه فقر فرهنگي وارد مي شود و تنها در اين شرايط است كه ارزشهاي غربي و فرهنگ ليبرالي جواب مي دهد و الا جايي كه فرهنگ ناب اسلامي رواج دارد ارزشهاي ليبرالي ، ضد ارزش محسوب مي گردد

ج : وجه زمينه ساز ، كه ماهيتي نظامي و ميليتاريستي دارد و به عنوان آماده سازي جنبه هاي ديگر در ميدان نبرد ناتوي فرهنگي عمل مي كند . نظام سلطه جهاني جنگ نظامي به راه مي اندازد تا بتواند برنامه اصلي خود كه تخريب فرهنگ به كمك مقوم هاي اقتصادي است را عملي كند ، كه نمونه هاي آن در جنگ 33 روزه و نيز عراق و افغانستان عملياتي شده است

د: وجه مكمل ، كه ماهيت جنگ رواني دارد و به عنوان تسريع كننده برنامه هاي فرهنگي و اقتصادي و بعضاً نظامي عمل مي كند ، جنگ رواني غالبا در حوزه موضوعي خاص عملياتي مي شود مثلا در ماههاي گذشته مقوله انرژي هسته اي در جمهوري اسلامي ايران و دسترسي بومي به اين فناوري در چارچوب عمليات رواني بازتاب داده شده و ايران به عنوان كشوري كه قصد توليد بمب اتم و نابودي جهان را دارد معرفي شد
البته در گذشته هر يك از كشورهاي غربي بنا به منافع ملي خود بر ما تهاجم فرهنگي داشته اند . اما در چند سال اخير و پس از ناكامي آن ها در اقدامات سياسي ، تبليغي و نظامي عليه كشورهاي اسلامي از جمله عليه جمهوري اسلامي ايران ، غرب به دنبال تشكيل مجموعه فكري منسجم برآمد و آمريكا سعي مي كند يكپارچه غرب را در مقابل جهان اسلام قرار دهد ، به عنوان مثال در ترسيم كاريكاتورهاي موهن عليه پيامبر اعظم (ص) شاهد بوديم كه غرب به سمت يك برنامه ريزي همه جانبه حركت مي كندرويكرد اصلي ناتوي فرهنگي ، جنگ نرم و هدف اصلي آن نابودي فرهنگ و هويت ملي جوامع به ويژه مقابله با ايمان انسان هايي است كه مصرند از هويت ملي و ديني خود شرافت مندانده دفاع كنند
اعضاي ناتوي فرهنگي با بهره گيري از 57 سال تجربه كار مشترك در مقابله با رقيب ، تأسيسات پايه اي هماهنگي را در حوزه هاي مختلف به ويژه در حوزه رسانه اي شكل داده اند تا تحولات اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي ملت ها را در مسير خواست و منافع خود هدايت كنند
امروز خبرگزاري هاي مسلط بين المللي همچون " بي ، بي ، سي " ، " سي ، ان ، انتأسيسات ماهواره اي كه ارسال امواج صدها شبكه ماهواره اي را بر عهده دارند صدها روزنامه و هزاران پايگاه خبري و تبليغاتي از جمله اين تأسيسات هستند كه همگي ارزش هاي مشترك غربي را منتشر و تلاش مي كنند به طور منظم و هماهنگ ارزش هاي مقاوم در برابر خود را در هم بكوبند
در سال 1999 يكي از متخصصان جنگ جهاني دوم به نام خانم " فرانسيس استيونر ساندرز كتابي با عنوان " جنگ سرد فرهنگي " منتشر كرد كه زلزله اي در محافل فرهنگي و روشنفكري غرب بر پا كرد . چاپ هاي بعدي اين كتاب با عنوان " جنگ سرد فرهنگي ؛ سيا و جهان هنر و ادب " در 509 صفحه منتشر گرديد
به اعتقاد بسياري از صاحبنظران ، كتاب خانم ساندرز يكي از حيرت آورترين و افشاگرانه ترين كتاب هايي است كه تاكنون درباره سرويس اطلاعاتي ايالات متحده آمريكا منتشر شده است . خانم ساندرز نشان مي دهد كه " كورد مه ير " رئيس بخش عمليات بين المللي سيا و همكار وي " آرتور شلزينگر " طبق طرحي كه " ملوين لاسكي " ارائه داد ، حركتي را آغاز كردند كه به ايجاد شبكه فرهنگي غول آسايي در سراسر جهان انجاميد
ساندرز اين شبكه را " ناتوي فرهنگي " مي نامد. بودجه اين عمليات در سال 1950 يعني در زمان دولت ترومن ، 34 ميليون دلار در سال بود
سيا در چارچوب عمليات جنگ سرد فرهنگي ، شبكه مطبوعاتي جهان شمولي ايجاد كرد كه از ايالات متحده تا لندن و اوگاندا و خاورميانه و آمريكاي لاتين گسترش داشت و در تمام اين دوران ، مطبوعات روشنفكري متنفذي مانند پارتيزان ريويو ، كنيان ريوريو ، نيوليدر ، انكاونتر ، درمونات ، پرووه ، تمپوپرزننه ، كوادرانت و ... از سيا كمك هاي مالي مستقيم و غيرمستقيم دريافت مي كردند. به تعبير خانم ساندرز ، سازمان سيا در مقام " وزارت فرهنگ بلوك غرب " عمل مي كرد . به عنوان مثال اين سازمان به شدت از جكسون پولاك " و " نقاشي آبستره " به شدت حمايت مي كرد تا در عرصه هنر ، سبك رو به رواج " رئاليسم سوسياليستي " را شكست دهد . در هاليوود ، مأموران سيا كارگردانان را ترغيب مي كردند كه در فيلم هاي خود سياهپوستان را هر چه بيشتر نمايش دهند ، آنان را آراسته و خوش لباس به تصوير كشند و از اين طريق ايالات متحده را جامعه آزاد و دمكرات بنمايانند . فيلم مزرعه حيوانات " جرج اورول " با سرمايه سيا تهيه شد و فيلماورول نيز با بودجه سيا ساخته شد
بسياري از كتب كمپاني معروف " پراگر " با بودجه مستقيم سيا چاپ مي شد و كتاب "طبقه جديد " ميلوان جيلاس با پشتيباني سيا ، در تيراژهاي وسيع در سطح دنيا ترجمه و توزيع گرديد . همچنين ميليون ها نسخه از كتاب هاي " ايروينگ كريستول " به صورت مجاني در سراسر جهان توزيع گرديد . سيا در سال 1950 ، با اختصاص 10 ميليون دلار ، راديوي اروپاي آزاد را نيز تأسيس كرد . طبق تخمين خانم ساندرز ، سازمان سيا در دوران جنگ سرد فقط يك هزار عنوان كتاب را تحت عنوان نام بنگاههاي فرهنگي و انتشاراتي ، فقط در ايالات متحده منتشر كرده است

الیاس | 19:40 - یکشنبه 29 اردیبهشت1387


بخش اول ، تبيين ابعاد و پيشينه

در دهه 1920 و 1930 ميلادي سه ايدئولوژي مختلف از متن فرهنگ و تمدن غربي سر بر آورد ، چالش هاي متقابل اين سه ايدئولوژي و توسعه طلبي هر يك در نهايت منجر به جنگ جهاني دوم در سال 1939 گرديد . ليبرال دموكراسي غرب به سردمداري آمريكا و كمونيسم شرق به رهبري اتحاد جماهيري شوروي در مقابل دشمن مشترك يعني آلمان نازي به يك اتحاد موقت دست يافتند و در خلال جنگ سعي نمودند با تشكيل كنفرانس هاي گوناگون مثل يالتا ، تهران و سانفرانسيسكو نقشه سياسي – ايدئولوژي دنياي بعد از جنگ را مهندسي كنند

اما علي رغم موفقيت نسبي اين دو قدرت در تعيين حوزه نفوذ و تقسيم جهان ، با پايان جنگ و نابودي دشمن مشترك اختلاف دو ابرقدرت پيروز در جنگ به زودي نمايان و جبهه بندي جديد و بلوك بندي قدرت با محوريت آمريكا و شوروي شكل گرفت و هر يك تهديد جدي عليه ديگري قلمداد مي شد . از اين روي هر يك از دو بلوك قدرت سر بر آورده از جنگ جهاني دوم درصدد تمهيدات لازم جهت مقابله با رقيب تدارك برآمدند. در همين راستا در سال 1949 يعني حدود 4 سال پس از پايان جنگ جهاني دوم پيمان آتلانتيك شمالي
ناتو ) با رهبري آمريكا و با حضور و عضويت كشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با تهديدات قدرت نظامي اتحاد جماهيري شوروي و تسلط بر منافع ملت ها شكل گرفت

سازمان ناتو گرچه به بحث و بررسي مسايل سياسي ، اقتصادي و حتي مسايل و مشكلات ناشي از جنگ اعضاي خود هم مي پرداخت ، اما جهت گيري و رويكرد اصلي آن نظامي بود
اين سازمان در سال 1950 با لشكركشي به كره جنوبي دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان و تركيه در سال 1952 حوزه مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود كرد . بعد از مدتي با شكل گيري سازمان " سنتو " بين تركيه ، ايران و پاكستان و اعمال سياست سد نفوذ
يك كمربند امنيتي از اروپا تا منتهي اليه آسيا در مقابل تهديد و نفوذ شوروي ايجاد كردند

ناتو با ايجاد تأسيسات پايه اي مشترك در زمينه هايي مانند دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد ، توسعه و استاندارد سازي جنگ افزارهاي خود نه تنها در كشورهاي عضو قدرت خود را نهادينه كرد بلكه اعضاي اين پيمان حضور نظامي خود را جهت تسلط بر منابع ديگر كشورها به حوزه خارج از ناتو هم گسترش دادند

بعد از پايان جنگ سرد و حذف تهديد نظامي شوروي كه هدف اصلي شكل گيري ناتو بود ، بسياري از آگاهان استمرار حيات ناتو را غيرضروري دانستند . اما از آن جايي كه سياست خارجي ايالات متحد آمريكا بر اساس يك دشمن و تهديد خارجي استوار است با تئوريزه كردن فضاي بعد از جنگ سرد بر مبناي " جنگ تمدن ها " نه تنها استمرار حيات ناتو با ماهيت نظامي را ضروري دانستند بلكه با توجه به چالش جديد غرب در مقابل بيداري جهان اسلام ، شاهديم كه دنياي غرب باز هم همچون گذشته با سردمداري امريكا به صورت غيررسمي ، سازماني را در حوزه فرهنگ ايجاد كرده كه به تعبير مقام معظم رهبري مي توان آن را " ناتوي فرهنگي " نام گذاشت

الیاس | 5:33 - شنبه 21 اردیبهشت1387


باز هم يكي ديگر از موضوعات روز به وبلاگ اضافه شد...
بدون مقدمه بريد داخل بحث :

بعد از پايان جنگ سرد و حذف تهديد نظامي شوروي كه هدف اصلي شكل گيري ناتو بود ، بسياري از آگاهان استمرار حيات ناتو را غيرضروري دانستند .
اما از آن جايي كه سياست خارجي ايالات متحد آمريكا بر اساس يك دشمن و تهديد خارجي استوار است با تئوريزه كردن فضاي بعد از جنگ سرد بر مبناي " جنگ تمدن ها " نه تنها استمرار حيات ناتو با ماهيت نظامي را ضروري دانستند بلكه با توجه به چالش جديد غرب در مقابل بيداري جهان اسلام ، شاهديم كه دنياي غرب باز هم همچون گذشته با سردمداري آمريكا به صورت غيررسمي ، سازماني را در حوزه فرهنگ ايجاد كرده كه به تعبير مقام معظم رهبري مي توان آن را " ناتوي فرهنگي " نام گذاشت

رهبر معظم انقلاب اسلامي
در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاي استان سمنان در مورد ناتوي فرهنگي فرمودند:
"من پريروز در روزنامه – البته سه ، چهار ماه قبل از اين ، من مقاله اش را ديده بودم – گزارشي از تشكيل " ناتوي فرهنگي " را خواندم . يعني در مقابل پيمان ناتو كه آمريكاييها در اروپا به عنوان مقابله با شوروي سابق يك مجموعه مقتدر نظامي به وجود آوردند ؛
اما براي سركوب هر صداي معارض با خودشان در منطقه خاورميانه و آسيا و غيره از آن استفاده مي كردند ، حالا يك ناتوي فرهنگي هم به وجود آْورده اند . اين ، بسيار چيز خطرناكي است . البته حالا هم نيست ؛
سالهاست كه اين اتفاق افتاده است
مجموعه ي زنجيره ي به هم پيوسته رسانه هاي گوناگون – كه حالا اينترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلويزيونها و راديوها – در جهت مشخصي حركت مي كنند تا سررشته ي تحولات جوامع را به عهده بگيرند ؛ حالا كه ديگر خيلي هم آسان و رو راست شده استدر گرجستان كه يك تحول سياسي اتفاق افتاد و جابجايي قدرت انجام گرفت ، يك سرمايه دار آمريكايي و صهيونيست يهودي – البته اسمش معروف است ، من نمي خواهم اسمش را بياورم – اعلام كرد كه من ده ميليون دلار در كشور گرجستان خرج كردم و تحول سياسي ايجاد كردم ؛ خيلي راحت . ده ميليون دلار خرج مي كنند ، يك حكومت را كنار مي گذارند ، يك حكومت ديگر را سر كار مي آورند ! اينها بايد روي مردم اثر بگذارند ؛ بايد اجتماعات درست كنند .
در اوكراين هم همين كار را كردند ؛ در جاهاي ديگر هم همين كار را كردند . گاهي اوقات تأثيراتشان به شكل ديگري است و تعيين كننده است ؛ شايد اين را در يك جمع دانشجويي ديگر گفته باشم كه ماهاتير محمد ، نخست وزير سابق مالزي – كه بسيار هم آدم پركار و دقيق و جدي و پايبندي بود – به تهران آمد ، به ديدن من هم آمد ؛ همان اوقات بود كه تحولات گوناگوني در آسياي شرقي اتفاق افتاده بود ؛ در مالزي ، اندونزي و تايلند ، و زلزله ي اقتصادي به وجود آمده بود .
همين سرمايه دار صهيونيستي و بعد سرمايه دارهاي ديگر ، با بازيهاي بانكي و پولي توانستند چند تا كشور را به ورشكستگي بكشانند. در آن وقت ماهاتير محمد به من گفت : من فقط همين قدر به شما بگويم كه ما يك شبه گدا شديم ! البته وقتي كشوري وابستگي اقتصادي پيدا كرد و خواست نسخه هاي اقتصادي بانك جهاني و صندوق بين المللي پول را عمل بكند ، همين طور هم خواهد شد

الیاس | 16:50 - جمعه 20 اردیبهشت1387