امروز خبراي زيادي بود...
ساعت 6 مسجد امام رفسنجان اجماع حاميان احمدي نژاد بود رفته بوديم ساعت 5 و خورده اي رفتيم ببينيم چه خبره خيلي خلوت بود..
اما حدودا از نزديكاي 6 حمعيت اومد
جالب ترين لحظات وقتي بود كه يك نفر داشت به من ميگفت چرا احمدي نژاد عكس(!) ناموس موسوي رو نشون داده
يه پيرمرد اومد جلو و جواب طرف رو درست و حسابي داد...
شعار هايي كه مردم مي دادند حدودا اينها بود:
چيزه چيزه چيزه پرونده تون رو ميزه
عشقه عشقه عشقه احمدي نژاد رو عشقه
ابوالفضل علمدار احمدي رو نگه دار
صل علي محمد دزدگير ايران اومد...
حدود 20 دقيقه به نماز مونده بود كه خبر دادند ميدون درگيري شده
سريع رفتيم ديدم طرفداران آقاي موسوي اون حلقه رو تشكيل دادند (با اومدن حدود 50 تا خانم نيمه غربي!)
بعد راه افتادند كه يك خيابون رو رد كنند
تا رسيدند جلو ستاد احمدي نژاد شروع كردند به بد بيراه گفتن چندتا سنگ هم حواله كردند...
با تدبير بچه ها اين حيله هم ثمر نداشت(پخش سرود)
بعد ما رفتيم حلقه تشكيل بديم كه يهو ريختن سرمون...
جالب بود در مقابل شعار هاي طرفداران موسوي ابتدا بچه ها جواب مي داندند
اما بعد فقط االله اكبر مي گفتند...
اين خودش يه مدعا بود...
-=======-
اما بعد
ميخوايم از بلاگفا بريم
و از طرفي ميخوايم آدرس رو از traway تغيير بديم اگه نظري داريد بگيد...
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
شهادت يك جانباز شيميايي ديگر
پيكر پاك يك جانباز شيميايي در بردسكن تشييع شد. شهيد سيدحسن حسيني که در دوران جنگ شيميايي شده بود، به ايزد ابدي پيوست
به
گزارش سبکبالان به نقل از ایسنا، اين جانباز بر اثر شيميايي شدن در دوران
جنگ به سرطان مبتلا شده بود که پس از 8 ماه رنج و مشقت به ديار ابدي شتافت.
پيکر پاک اين شهيد در ديارش، روستاي هُدک بردسکن تشييع و به خاک سپرده شد.
در مراسم تشييع اين شهيد، شهردار، اعضاي شوراي اسلامي شهر و جمع کثيري از مردم و اهالي روستاي هُدک شرکت داشتند.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
خدايا!
هميشه ميخواستم که شمع باشم، بسوزم، نور بدهم و نمونهاي
از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم. ميخواستم هميشه مظهر فداکاري و
شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. ميخواستم در درياي فقرغوطه
بخورم و دست نياز به سوي کسي دراز نکنم. ميخواستم فرياد شوق و زمين وآسمان را با
فداکاري و آسمان پايداري خود بلرزانم. ميخواستم ميزان حق و باطل باشم و
دروغگويان و مصلحتطلبان و غرضورزان را رسوا کنم. ميخواستم آنچنان نمونهاي در برابر
مردم به وجود آورم که هيچ حجتي براي چپ و راست نماند، طريق مستقيم روشن و
صريح و معلوم باشد، و هر کسي در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگيرد و راه
فرار براي کسي نماند...
خدايا!
تو را شکر ميکنم که دريا را آفريدي، کوهها را آفريدي و من
ميتوانم به کمک روح خود در موج دريا بنشينم و تا افق بينهايت به پيش برانم و
بدين وسيله از قيد زمان و مکان خارج شوم و فشار زندگي را ناچيز نمايم...
خدايا!
تو را شکر ميكنم که به من چشمي دادي که زيباييهاي دنيا را
ببينم و درک زيبايي را به من رحمت کردي تا آنجا که زيباييهايت را و پرستش زيبايي
را جزيي از پرستش ذاتت بدانم...
خدايا!
تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردي که
در چشم يتيمان بجوشم. تو مرا آه کردي که از سينه بينوايان و دردمندان به آسمان
صعود کنم. تو مرا فرياد کردي که کلمة حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمايم.
تو مرا در درياي مصيبت و بلا غرق کردي و در کوير فقر و حرمان تنهايي سوزاندي...
خدايا!
تو پوچي لذات زودگذر را عيان نمودي، تو ناپايداري روزگار را
نشان دادي. لذت مبارزه را چشاندي. ارزش شهادت را آموختي.
شهيد مصطفي چمران
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |

اجرك الله يا بقية الله...
=---------------------------------------=
یاد شلمچه یاد فکه یاد مجنون
یاد شهیدانی که حق را برگزیدند
با رمز یا زهرا حماسه آفریدند
رفتند یاران چابک سواران
همراه آنان پیر جماران
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم
گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |















