خمپاره !
حاجی خیالت راحت ، اینجا هستن بچه ها ، شما دعا کن ما رو ، اون ور خط با
خدا !
یه عده ریختن بیرون ، گفتن تقلب شده ، مردمو کشتن اونا ، با چاقو و اسلحه
بیانیه پشت هم ؛ از اون ور آب رسید ! موسوی بیکار نبود ، آبروشو
میبخشید !!
شعارهای تو خالی ، وطن یعنی پول نفت ؟! یعنی محسن-مخملباف ، که تنها
گذاشت و رفت ؟!
میگن ندا رو کشتن ، مسلمونای ایران ، ولی شبش در میرن ، قاچاقی از تو
ایران !
اگر کارش درسته ، اگر حجازی راسته ، چرا وا نستاد بگه ، قاتل ندا کیه ؟!
شیرین-عبادی میگه ، کجاست حقوق بشر؟ صلح نوبل یعنی این ! ایران بگو با
تشر !!
کروبی جسمش اینجاست ، روحش پیش آمریکاست !! آثار آخر بودن ، هنوز تو اون
هویداست !!
باطله ها بیشترن ، از آرای کروبی ، اما بازم میگه تقلب ، هم صدا با
سارکوزی !
خاتمی هم مشغوله - این روزا بنده خدا ، میگه نداره علی - مقبولیت، به
خدا !!
قرآن گرفته بالا ، به شیوه عمر و عاص ! زندگیشو پر کرده ، حرص و طمع ، حب
و آز !
یه روز قسم خورده بود ، وطن فروش نباشه ، سورس،بوش و آمریکا ، تو ذهن اون
نباشه
اما چه کار میشه کرد - وقتی قسم میشکنه ؟ واسه ی قدرت ببین - چه دست و پا
میزنه !
موسوی هم این روزا ، طرح میزنه رو بومش ، پرچم اسرائیلو ، با ذهن و قلب و
روحش !
منافقین همینجان ، نمونش این موسوی ! کارش شده این روزا ، دعوت به آشوب
گری!
رو دست چپ اسرائیل ، رو دست راست انگلیس ، بی بی سی و VOA ، هم صدا با
آمریکا !
دست توی دست زنش ، هر جا میره میشینه ، از کینه و حب و بغض ، پازل دروغ
میچینه !
هر جا که حرفی زده ، دشمن براش دست زده ! بیچاره بازم میگه ، احمدی رکب
زده !!
خط مقدم اینجاست ! دشمن توی کمینه ! منتظر بهونست ، تا میدونو بگیره !
خطو نگه میداریم ، تا آقا مهدی بیاد ! بسیم بزن به آقا ، بهش بگو زود
بیاد . . .
رو قلب ما نوشته ، بسیجی سید علی ، حاجی به مهدی بگو - منتظریم ! یا
علی !
**
شاعر :
نميدونم ولي اسم مستعار: alireza Eshghi
=------=
اما بعد فقط بگم:
...سزاي خيانت مرگ است
و اينان خائن به امام و ملت و انقلابند...
الیاس | 23:10 - شنبه 21 آذر1388
دليلش اين هست كه گفتهاند : كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا و امروز عاشوراست و غزه است كربلا
داغ دل ماست غزه امروز
داغ دل ماست غزه امروز
چون كربوبلاست غزه امروز
گويا كه دوباره آل طه(عليهم السلام)
مجروح دوصد بلاست امروز
خون ميچكد از دو چشم زهرا(سلامالله عليها)
در كون و مكان عزاست امروز
خيزيد ز شرق و غرب عالم
درد است سكوت و صبر امروز
اي اهل تشيع و تسنن
قرآن به زمين فتاده امروز
با غيرت اهل حق بتازيد
صهيون بگرفته خانه امروز
زودآ كه دوباره پر بگيرند
مرغان بهشت غزه، امروز!
طاهره تندرو صالح
الیاس | 13:24 - سه شنبه 17 دی1387
داخل اين دو ، سه ماه وبلاگ زياد آپ نشد علتش هم سفرهاي زيادي بود كه مي بايست مي رفتم
اگه خدا بخواد دوباره وبلاگ رو به همون صورت آپ چند روزه نگه مي دام....
و سلام بر رمضان...
به سلام رمضان بر شده ام باز به بامی
ماه نو ! ماه نو! از مات درودی و سلامی
ماه نو! ماه نو! امسال به پیمانه چه داری؟
پیش از این از رمضانم نه می یی مانده نه جامی
ماه نو! ماه نو! امشب چه شب واقعه جوشی ست
چه شب واقعه جوشی! چه شب آینه فامی!
ماه نو! ماه نو! امسال مرا نور بیاموز
تو که در مهر امامی - تو که در سوز تمامی
ماه نو! در پی تفسیر نویی از رمضانم
روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی
رمضان آمد و در سفره افطار و سحر نیست
نه تو را نان حلالی - نه مرا آب حرامی
در سلام رمضان کاش یکی آینه باشیم
آه - آیینه در آیینه - عجب حسن ختامی!
الیاس | 6:9 - سه شنبه 12 شهریور1387
«اللهم عجل لوليك الفرج»
اي مسافر شلمچه، كه ...
بوي بيتالمقدس را
و ...
طنين صداي احمد متوسليان را كه ...
راه رسيدن به كربلا از قدس ميگذرد
شنيدهاي ... (يا ابا عبدالله، امروز فرياد ميزنم ...
من به كربلا نيامدم!)
قرار من با تو صداقت است و ...
صادقانه بگويم:
توسن دستم!
به نوشتن ركاب نميدهد!!!
دستم، كه نه ...
دستهايم ... بغض كردهاند!
تب كردهاند!
دستهايم، كه نه ...
مشتهايم ... آتش گرفتهاند!
چگونه ميتوان نوشت؟
وقتي:
ـ صداي سوختن كودكان لبنان
قلبم را خاكستر ميكند...
ـ ضجه مادران بعلبك
استخوانهايم را خرد ميكند ...
اصلاً شعر به چه دردي ميخورد؟
اگر
شعلههاي خشم مقدس شيعه را نيفروزد ...
و كلام آخر اين خشمنامه!
«ديگر سلاح سرد سخن كارساز نيست
بايد سلاح تيزتري برداشت ...»*
* شعر جنگ: اثر قيصر امينپور
الیاس | 11:47 - شنبه 25 خرداد1387

اجل بيا كه تحمل دگر به جانم نيست
ز هجر و داغ رفيقان دگر توانم نيست
سروش غيبي و دست به عالم ملكوت
به غير ذكر تو يا رب بر اين زبانم نيست
تحملي نبود اين دل حزين مرا
مگر تواش بنوازي كه اين گمانم نيست
يكي يكي رفتند و طاقت از كفم بردند
خدا، تو مي داني جرات فغانم نيست
نشسته ام رسد نوبت وصال حقير
به غير وصل تو يا رب عزيز جانم نيست
دل خزان زده ام تاب انتظارش نيست
رسان ز غيب دوايي، دگر توانم نيست
الیاس | 21:7 - پنجشنبه 19 اردیبهشت1387
كه در هر سجودش قيامي به پاست
به هر عرصه مرد خطر همت است
بر آتش زده بال و پر همت است
حماسي دل و شرزه و بي قرار
خطر پوي و شوريده سر همت است
پر از آيت نور و دلدادگي
پر از جلوه هاي سحر همت است
من و تو گسستيم و پيوسته اوست
كه پيوسته اهل نظر همت است
به شوق خدا در خطر مي دويد
به شوق خدا جلوه گر همت است
كجا رفتي اي همت خط شكن
شقايق تبار و شقايق كفن
تو شور پرستو شدن داشتي
هواي فراسو شدن داشتي
منبع
الیاس | 21:43 - یکشنبه 8 اردیبهشت1387
بسم رب الشهيد
چفيهي من بوي شبنم ميدهد
عطر شبهاي محرم ميدهد
چفيهي من، سفرهي دل ميشود
جمعه، با مهدي، مقابل ميشود
چفيه يعني يار ميآيد شبي
چفيه يعني لشکر پاک نبي (ص)
چفيه يعني شعرهاي باوضو
درد داري؟ درد خود با ما بگو
چفيه يعني کوفه معنا ميشود
چفيه يعني بازکوچه، باز درد
ذکر « يا زهراي » شبهاي نبرد
چفيه يعني « ياد ياران » ياد باد !
شبنشيني، زير باران ياد باد !
چفيه يعني ما شناسايي شديم
بيشهيدان غرق رسوايي شديم
چفيه يعني وسعتي مثل غدير
نالههاي شرقي حاجي بصير
چفيه يعني من کجا ؟ همت کجا ؟
بچههاي صاف و باغيرت کجا ؟
چفيه يعني جمعه آقا ميرسد
باز با امابيها ميرسد
چفيه يعني وقت خوش عهدي بود
آخرين فرياد « انا المهدي » بود
چفيه يعني نالههاي بيشکيب
شب پر از بوي خوش « امنيجيب »
چفيه يعني نينوايي رفته است
يک « شهيد شيميايي » رفته است
چفيه ميگويد: دل من پير شد
فصل پرواز « مسافر » دير شد
با علي با گريه « يا هو » ميزنيم
پيش زهرا باز زانو ميزنيم
آي چفيه ! ما عنايت ديدهايم
باز تا معراج، با هم ميرويم
فارغ از غمهاي عالم ميرويم
از دلم تا کربلا يک يا حسين
مثل آواز خوش پير خمين
اي بستي عهد و پيمان با ولي
تا شهادت نيست راهي، يا علي !
دستنوشته شهید
الیاس | 14:45 - پنجشنبه 5 اردیبهشت1387


